نظر سنجی اعضای سایت راجع به علم بهتر است یا ثروت

mirror_life2006

عضو جدید
سلام دوستان من خیلی وقت بود اینترنت نمیومدم از وقتی که حکم نظارته بخشه روستایرو گرفتم دیگه وقته سر خاروندن ندارم اما از اول ابتدای تا پنجم ابتدای این موضوع انشامون بود اگه یادتون بیاد.......!!!!!!!!!!!
اون موقع من همیشه میگفتم ثروت بهتره حالا این تایپینکو گذاشتم تا دوستانم نظرشونو بگن....!!!!!!!!!!!!!!:)
 

mirror_life2006

عضو جدید
بعد پول با ثروت خیلی فرق داره دیگه آره؟؟:cool::cool:

فعلا که داریم علم می اموزیم برای رسیدن به ثروت و این واقعیته

:gol::gol:
حق با شماست دوسته عزیز نمونش پزشکا ماهی خدا تومان درامد دارن خیلیم ثروت مندن مخصوصان جراحها
 

yas_1593

عضو جدید
علم بهتر است یا ثروت

علم بهتر است یا ثروت

علم بهتر است یا ثروت؟

جمعیت زیادی دور حضرت علی حلقه زده بودند. مرد وارد مسجد شد و در فرصتی مناسب پرسید: یا علی! سؤالی دارم. علم بهتر است یا ثروت؟ علی در پاسخ گفت: علم بهتر است؛ زیرا علم میراث انبیاست و مال و ثروت میراث قارون و فرعون و هامان و شداد.
مرد که پاسخ سؤال خود را گرفته بود، سکوت کرد. در همین هنگام مرد دیگری وارد مسجد شد و همان‌طور که ایستاده بود بلافاصله پرسید: اباالحسن! سؤالی دارم، می‌توانم بپرسم؟ امام در پاسخ آن مرد گفت: بپرس! مرد که آخر جمعیت ایستاده بود پرسید: علم بهتر است یا ثروت؟ علی فرمود: علم بهتر است؛ زیرا علم تو را حفظ می‌کند، ولی مال و ثروت را تو مجبوری حفظ کنی. نفر دوم که از پاسخ سؤالش قانع شده بود، همان‌‌جا که ایستاده بود نشست. در همین حال سومین نفر وارد شد، او نیز همان سؤال را تکرار کرد، و امام در پاسخش فرمود: علم بهتر است؛ زیرا برای شخص عالم دوستان بسیاری است، ولی برای ثروتمند دشمنان بسیار! هنوز سخن امام به پایان نرسیده بود که چهارمین نفر وارد مسجد شد. او در حالی که کنار دوستانش می‌نشست، عصای خود را جلو گذاشت و پرسید: یا علی! علم بهتر است یا ثروت؟ حضرت‌علی در پاسخ به آن مرد فرمودند: علم بهتر است؛ زیرا اگر از مال انفاق کنی کم می‌شود؛ ولی اگر از علم انفاق کنی و آن را به دیگران بیاموزی بر آن افزوده می‌شود.
نوبت پنجمین نفر بود. او که مدتی قبل وارد مسجد شده بود و کنار ستون مسجد منتظر ایستاده بود، با تمام شدن سخن امام همان سؤال را تکرار کرد. حضرت‌ علی در پاسخ به او فرمودند: علم بهتر است؛ زیرا مردم شخص پولدار و ثروتمند را بخیل می‌دانند، ولی از عالم و دانشمند به بزرگی و عظمت یاد می‌کنند. با ورود ششمین نفر سرها به عقب برگشت، مردم با تعجب او را نگاه ‌کردند. یکی از میان جمعیت گفت: حتماً این هم می‌خواهد بداند که علم بهتر است یا ثروت! کسانی که صدایش را شنیده بودند، پوزخندی زدند. مرد، آخر جمعیت کنار دوستانش نشست و با صدای بلندی شروع به سخن کرد: یا علی! علم بهتر است یا ثروت؟ امام نگاهی به جمعیت کرد و گفت: علم بهتر است؛ زیرا ممکن است مال را دزد ببرد، اما ترس و وحشتی از دستبرد به علم وجود ندارد. مرد ساکت شد. همهمه‌ای در میان مردم افتاد؛ چه خبر است امروز! چرا همه یک سؤال را می‌پرسند؟ نگاه متعجب مردم گاهی به حضرت‌ علی و گاهی به تازه‌واردها دوخته می‌شد. در همین هنگام هفتمین نفر که کمی پیش از تمام شدن سخنان حضرت ‌علی وارد مسجد شده بود و در میان جمعیت نشسته بود، پرسید: یا اباالحسن! علم بهتر است یا ثروت؟ امام دستش را به علامت سکوت بالا برد و فرمودند: علم بهتر است؛ زیرا مال به مرور زمان کهنه می‌شود، اما علم هرچه زمان بر آن بگذرد، پوسیده نخواهد شد. مرد آرام از جا برخاست و کنار دوستانش نشست؛ آن‌گاه آهسته رو به دوستانش کرد و گفت: بیهوده نبود که پیامبر فرمود: من شهر علم هستم و علی هم درِ آن! هرچه از او بپرسیم، جوابی در آستین دارد، بهتر است تا بیش از این مضحکة مردم نشده‌ایم، به دیگران بگوییم، نیایند! مردی که کنار دستش نشسته بود، گفت: از کجا معلوم! شاید این چندتای باقیمانده را نتواند پاسخ دهد، آن‌وقت در میان مردم رسوا می‌شود و ما به مقصود خود می‌رسیم! مردی که آن طرف‌تر نشسته بود، گفت: اگر پاسخ دهد چه؟ حتماً آن‌وقت این ما هستیم که رسوای مردم شده‌ایم! مرد با همان آرامش قلبی گفت: دوستان چه شده است، به این زودی جا زدید! مگر قرارمان یادتان رفته؟ ما باید خلاف گفته‌های پیامبر را به مردم ثابت کنیم.
در همین هنگام هشتمین نفر وارد شد و سؤال دوستانش را پرسید، که امام در پاسخش فرمود: علم بهتر است؛ برای اینکه مال و ثروت فقط هنگام مرگ با صاحبش می‌ماند، ولی علم، هم در این دنیا و هم پس از مرگ همراه انسان است.
سکوت، مجلس را فراگرفته بود، کسی چیزی نمی‌گفت. همه از پاسخ‌‌های امام شگفت‌زده شده بودند که نهمین نفر وارد مسجد شد و در میان بهت و حیرت مردم پرسید: یا علی! علم بهتر است یا ثروت؟ امام در حالی که تبسمی بر لب داشت، فرمود: علم بهتر است؛ زیرا مال و ثروت انسان را سنگدل می‌کند، اما علم موجب نورانی شدن قلب انسان می‌شود.
نگاه‌های متعجب و سرگردان مردم به در دوخته شده بود، انگار که انتظار دهمین نفر را می‌کشیدند. در همین حال مردی که دست کودکی در دستش بود، وارد مسجد شد. او در آخر مجلس نشست و مشتی خرما در دامن کودک ریخت و به روبه‌رو چشم دوخت. مردم که فکر نمی‌کردند دیگر کسی چیزی بپرسد، سرهایشان را برگرداندند، که در این هنگام مرد پرسید: یا اباالحسن! علم بهتر است یا ثروت؟ نگاه‌های متعجب مردم به عقب برگشت. با شنیدن صدای علی مردم به خود آمدند: علم بهتر است؛ زیرا ثروتمندان تکبر دارند، تا آنجا که گاه ادعای خدایی می‌کنند، اما صاحبان علم همواره فروتن و متواضع‌اند. فریاد هیاهو و شادی و تحسین مردم مجلس را پر کرده بود. سؤال کنندگان، آرام و بی‌صدا از میان جمعیت برخاستند. هنگامی‌که آنان مسجد را ترک می‌کردند، صدای امام را شنیدند که می‌گفت: اگر تمام مردم دنیا همین یک سؤال را از من می‌پرسیدند، به هر کدام پاسخ متفاوتی می‌دادم.
 

ساز دهني

اخراجی موقت
گذشت اون زمونا که علم بهتر بود , الان بدون مخ میشه زندگی کرد ولی بدون پول هرگز ! لااقل تو این مملکت
 

yas_1593

عضو جدید
بچه ها واقعا کدوم بهتره؟:que:
راستش تو این دوره زمونه به نظر ثروت بیشتر به کار میاد
هرکی پول داره بهش احترام میذارن ولی طرف دکترا داشته باشه والی پول نداشته باشه باید 20 جا امتحان پس بده تا شاید یه جا مشغول به کار بشه اونم با 200 تومن:mad:
 

yas_1593

عضو جدید
منم باهات موافقم ولی امیدوارم کسایی باشن که بگن علم بهتره
تو این زمونه علم و حتی عشق رو دیگه میشه با پول خرید متاسفانه:cry:
 

yas_1593

عضو جدید
داستانی دربارۀ مقایسۀ ارزش علم و ثروت.
یکی بود و یکی نبود. در زمان های قدیم دو دوست بودند که یکی ثروتمند و دیگری باهوش و زرنگ بود.
دوست ثروتمند همیشه می گفت که پول مهم تر از چیزهای دیگر است و دوست باهوش نظر او را قبول نمی کرد. این موضوع همیشگی بحث آنها بود. سرانجام آنها مرد دیگری را برای حکمیت پیدا کردند. اما او هم نتوانست نتیجه گیری کند. سپس دو دوست از یک مقام دولتی خواستند که به این بحث جوابی بدهد. ولی او هم نتوانست مسئله را حل کند و پیش امپراطور رفت. امپراطور بعد از شنیدن موضوع اختلاف دو دوست، دستور داد که سر هر دویشان قطع شود.
دو دوست بی چاره از شنیدن دستور امپراطور ترسیدند و لرزیدند. آنها خیلی پشیمان بودند که اصلاً این بحث را پیش کشیده بودند. در این وقت دوست باهوش به دوست ثروتمند گفت: «دوست عزیز، حالا یک راه نجات برایمان پیدا کن!»
دوست ثروتمند جواب داد: «خیلی نگرانم. اگر فقط زندگی ام از این مهلکه نجات یابد، نیمی از ثروتم را به امپراطور می دهم. زیرا اگر کشته شوم، ثروت من به دردی نمی خورد.»
دوست باهوش و دانا پس از شنیدن جواب دوست ثروتمندش فورا از او پرسید: «اگر من زندگی ات را نجات دهم، نیمی از ثروتت را به من می دهی؟»
دوست ثروتمند پذیرفت و تعهد خود را روی کاغذی نوشت و مهر و امضا کرد و به دوست باهوشش داد. مرد باهوش سند را برداشت و با دوست ثروتمندش پیش مقام دولتی رفت و از او خواست هر چه زودتر دستور امپراطور را اجرا کند و آنها را بکشد.
مقام دولتی با تعجب از آنها پرسید: «این چه طرز فکری است؟ چرا می خواهید هر چه زودتر کشته شوید؟
مرد باهوش لبخند زد و گفت: «وقتی قرار است کشته شویم، بهتر است هر چه زودتر و ساده تر کشته شویم. ما اعتقاد داریم که اگر یک مرد بی گناه کشته شود، روحش مستقیماً به بهشت می رود و خیلی زود انتقام خونش گرفته می شود. آمرِ قتل او هم به زودی جزای خود را می گیرد و کشته می شود. به همین دلیل ما می خواهیم هر چه زودتر ما را بکشید.»
مقام دولتی با شنیدن این حرف خیلی نگران شد و پیش امپراطور رفت. او حرف های مرد باهوش را به امپراطور منتقل کرد و به او توصیه کرد که دستورش را پس بگیرد. امپراطور پس از شنیدن استدلال این مقام، فرد دیگری را نیز پیش دو دوست فرستاد تا از آنها بپرسد که چرا می خواهند زود کشته شوند. مرد باهوش دوباره همان جواب را داد و سندی را که از مرد ثرتمند گرفته بود به آن فرد نشان داد.
امپراطور لبخند زد و گفت: «شما آزاد می شوید. می توانید به هر جا که می خواهید، بروید))
البته الان این داستان هم صدق نمیکنه:(
چون با پول جانتو بخری راحتتره تا با هوش
 

mec1386

عضو جدید
کاربر ممتاز
منم باهات موافقم ولی امیدوارم کسایی باشن که بگن علم بهتره
تو این زمونه علم و حتی عشق رو دیگه میشه با پول خرید متاسفانه:cry:
علم های بازاری شاید
ولی عشق علم واقعی معرفت و خیلی چیزای دیگه هرگز
 

پيرمرد فروم

عضو جدید
علم مكمل ثروته تا علم نباشه ثروتي درست نميشه
درسته بعضي ها ثروتشون ارثيه يا ماله مردمه اما اين دور و زمونه علمه كه ثروت مياره
از مني كه موهامو تو آسياب سفيد كردم قبول كنيد
يا حق
 

ساز دهني

اخراجی موقت
با ثروت میشه علمم خرید , میشه هم این دنیا هم اون دنیارو خرید , میشه زندگی کرد و زندگی بخشید , میشه برای خارنج و هیلاری دافو بخری بیاری خونت !
 

mec1386

عضو جدید
کاربر ممتاز
با ثروت میشه علمم خرید , میشه هم این دنیا هم اون دنیارو خرید , میشه زندگی کرد و زندگی بخشید , میشه برای خارنج و هیلاری دافو بخری بیاری خونت !
علم یعنی همین که بفهمی چجوری میشه اون دنیا خرید
این دنیارو جلو برد
البته این خریدن همیشه با پول نیست با بعضی کارها یه چیزایی را میشه خرید که با پول امکانش نیست
ولی خوب قضیه داف و ....... فرق میکنه
ول در جملات ابو علی هست که هرکه دنیا واخرت میخواد بره دنبال علم
 

hamid_geo

عضو جدید
علم مكمل ثروته تا علم نباشه ثروتي درست نميشه
درسته بعضي ها ثروتشون ارثيه يا ماله مردمه اما اين دور و زمونه علمه كه ثروت مياره
از مني كه موهامو تو آسياب سفيد كردم قبول كنيد
يا حق
بعد از 50 سالگي ميتوني با علم ثروت مند بشي
 

ساز دهني

اخراجی موقت
علم یعنی همین که بفهمی چجوری میشه اون دنیا خرید
این دنیارو جلو برد
البته این خریدن همیشه با پول نیست با بعضی کارها یه چیزایی را میشه خرید که با پول امکانش نیست
ولی خوب قضیه داف و ....... فرق میکنه
ول در جملات ابو علی هست که هرکه دنیا واخرت میخواد بره دنبال علم
من به این حقیقت دست پیدا کردم که با پول حلال آجر رو آجر بند نمیشه !
 

پيرمرد فروم

عضو جدید
بعد از 50 سالگي ميتوني با علم ثروت مند بشي
پسرم
يه نگاه به اشخاصي مثل بيل گيتس و .....
بندازي ميبيني از كجا به كجا رسيدن
تا ارداه نكني هيچ چيزي نميشه
دو نوع ثروت داري :
1-ثروت ارثي يا بدست اومده از مال مردم
2-ثروت از راه دانش
راستي عيدتونم مبارك
 

پيرمرد فروم

عضو جدید
علم بهتر است به 1000 دليل
1-علم پول مياره البته نه هر علمي (علم كاذب)
2-تو اون دنيا دانش و علمي كه ياد گرفتيم هم بدردمون ميخوره
3-خود ما با علم به خدا بيشتر ميرسيم
4-قابل مقايسه نيستن
5-............
...........
از من كه پير شدم قبول كنيد
 

mec1386

عضو جدید
کاربر ممتاز
من به این حقیقت دست پیدا کردم که با پول حلال آجر رو آجر بند نمیشه !

من کاملا با این موضوع موافقم
اما این از کم بودن مال حلال نیست
بلکه از دزد بودن بقیس
ولی در کل مال حروم آخر و عاقبت نداره
 

Similar threads

بالا